پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - روزه؛ بهرههاى فردى و هنجارهاى اجتماعى - شیخ شعاعی علی رضا
روزه؛ بهرههاى فردى و هنجارهاى اجتماعى
شیخ شعاعی علی رضا
مقدمه
در اين نوشته پس از ملاحظه برخى از احاديث و رواياتى كه به آثار اجتماعى روزه اشاره دارد، به بررسى تأثيرات عمل عبادى روزه از يك سو و نقش فضاى ماه مبارك رمضان از سوى ديگر در سلامت جامعه و بهبود روابط اجتماعى در ذيل اين پنج عنوان مىپردازيم:
١ - هوش هيجانى و اخلاق اجتماعى.
٢ - صبر و روابط اجتماعى.
٣ - همنوايى و هنجارهاى اجتماعى.
٤- رفتارهاى حمايتى و سلامت جامعه.
٥- پيوندهاى دوستانه و خانوادگى.
احاديث و روايات در آثار اجتماعى روزه
١- هشام بن حكم از امام صادق(عليهالسلام) درباره علت روزه پرسيد، آن حضرت در پاسخ فرمود: »بدان جهت خداوند متعال روزه را واجب كرده است كه غنى و فقير در احساس تلخى با هم شريك باشند، زيرا غنى به طور طبيعى طعم گرسنگى را نمىچشد تا به فقير رحم نمايد، آدم غنى هر وقت هرچه بخواهد، توانائى به دست آوردن آن را دارد، پس خداوند متعال با واجب نمودن روزه خواست كه در ميان مخلوقاتش تساوى برقرار نمايد و آدم غنى طعم گرسنگى را بچشد، تا بر ناتوان رقت آورد و بر گرسنه رحم نمايد«.١
٢- در پاسخ امام رضا(عليهالسلام) به نامه محمد بن سنان آمده است: »علت روزه اينست كه انسان گرسنگى و تشنگى را بچشد ... و تاميزان سختى آن بر فقرا و تنگدستان را بفهمد.)٢
٣- همچنين از امام رضا(عليهالسلام) در مورد علت روزه روايت شده است كه فرمود: »تا درد گرسنگى و تشنگى را بدانند و از آن به تنگدستى قيامت پى ببرند. ... و تا فشار آن بر فقرا و مستمندان را درك كنند و حقوقى را كه خداوند نسبت به فقرا بر ايشان واجب گردانيده است به آنها ادا نمايند «.٣
هوش هيجانى و اخلاق اجتماعى
پيش از پرداختن به هوش هيجانى، جنبه اخلاقى، و امكان پرورش آن، توضيحى در مورد هوش ذهنى (هوشبهر يا بهره هوشى) و اصطلاح تكانه و كنترل تكانه خالى از فايده نيست.
بهره هوشى (٤ (IQ: اساس آزمونهاى هوش امروزى كه توانايىهاى ذهنى فرد (از قبيل توانايىهاى كلامى، تجسم فضايى، درك رياضى، توانايى استدلال و درك انتزاعى و ...) را اندازه گيرى مىكند، آزمونهاى هوشى است كه توسط آلفرد بينه (Binet ) و سيمون (Simon ) در اوايل قرن بيستم براى آموزش و پرورش فرانسه تهيه گرديد. اين آزمونها بعدها توسط ترمن و همكارانش در دانشگاه استنفورد ترجمه شد و تا سال ١٩٨٥ بارها تجديد نظرهايى در آن صورت گرفت. امروزه آزمونهاى استاندارد شده استنفورد- بينه براى سنجش توانايى ذهنى كودكان استفاده گستردهاى يافته است. در اين آزمونها، بهره هوشى فرد، پس از پاسخ گويى وى به سؤالات متعددى كه جنبههاى مختلف توانايىهاى ذهنى وى را به عنوان سن عقلى او مىسنجد، از فرمول زير محاسبه مىشود و به عنوان هوشبهر يا بهره هوشى (IQ ) فرد گزارش مىگردد: سن عقلى
١٠٠ × --------- IQ >
سن تقويمى
علاوه بر آزمونهاى استنفورد- بينه، آزمونهاى هوش متعددى براى سنجش توانايىهاى ذهنى انسان در سنين مختلف تدوين و مورد استفاده قرار گرفته است كه از جمله آنها مىتوان مقياسهاى هوشى وكسلر (Wechsler )، آزمون هوشى ناوابسته به فرهنگ كتل (Cattel )، و آزمون ريون (Raven )، را نام برد.٥
كنترل تكانه(٦) اصطلاح تكانه كاربردهاى گوناگونى در روانشناسى دارد؛ امّا به طور كلى مىتوان گفت تكانه به معنى هر انگيزه آنى براى يك عمل خاص است كه كنترل و جهتگيرى آگاهانه در آن اندك است.(٧) شايد بتوان گفت توانايى كنترل تكانه (مقاومت در مقابل به عمل درآمدن بى اختيار تكانهها) اساسى ترين مهارت روانى و ريشه تمام خويشتندارىها است. زيرا تمام هيجانها (خشم، شهوت، انواع هوسها) به خاطر سرشت ذاتى خود به تكانهاى براى عمل كردن مىانجامد.(٨)
هوش هيجانى (٩) EQ: هوش هيجانى مفهوم نسبتاً جديدى در روانشناسى است كه مىتوان آن را در مقابل (يا به تعبير بهتر، در كنار) هوش ذهنى تعريف نمود. بسيارى از موفقيتها و عدم موفقيتهاى ما در زندگى بيش از آنكه مرهون هوش ذهنى ما باشند، متأثر از سطح هوش هيجانى ما هستند.
هوش هيجانى به توانايى درك، ابراز، و كنترل هيجانها و انگيزههاى خود و ديگران اشاره دارد. هوش هيجانى به معنى توانايىهايى از اين قبيل است كه فرد بتواند انگيزه خود را حفظ نمايد و در مقابل ناملايمات پايدارى كند، تكانشهاى خود را كنترل نمايد و كاميابى خود را به تعويق بيندازد، حالات روحى خود را كنترل كند و نگذارد پريشانى خاطر قدرت تفكر او را خدشه دار نمايد، و ....١٠
شواهد فزاينده اى وجود دارد كه نشان مىدهد مواضع اخلاقى اساسى در زندگى انسان از قابليتهاى هيجانى پايه نشأت مىگيرد. براى مثال كسانى كه به راحتى دستخوش تكانهها (انگيزههاى آنى) مىشوند و فاقد حس خويشتن دارى هستند، از نظر اخلاقى دچار مشكلاند، زيرا توانايى كنترل تكانه، مبناى اراده و شخصيت انسان است. به همين ترتيب، مبناى نوع دوستى و رعايت و احترام واقعى در مورد ديگران، توانايى همدلى است، يعنى درك حالات روحى و هيجانهاى ديگران كه نياز مبرم انسان عصر حاضر است.١١
امكان پرورش: عدهاى معتقدند هوشبهر (بهره هوش ذهنى، IQ ) تغيير ناپذير است (البته برخى نيز معتقدند هوشبهر را خصوصاً در كودكى تا حدى مىتوان افزايش داد). امّا در بحث هوش هيجانى شواهد بسيارى وجود دارد كه نشان مىدهد مهارتهاى هيجانى همچون كنترل تكانه، قابل يادگيرى و افزايش است.١٢
به نظر مىرسد براى بالا بردن سطح توانايىهاى مربوط به هوش هيجانى از قبيل كنترل و مهار تكانهها و تشخيص درست هيجانهاى درونى و موقعيتهاى بيرونى اجتماعى، همچون ديگر مهارتها، نياز به حضور دو عامل اساسى است: نخست عامل شناختى است يعنى دريافت اطلاعات لازم از طريق آموزش و تفكر، و دوم، تمرين به كارگيرى مهارت، خصوصاً در شرايط اختيارى و ارادى كه از روى ميل و خواست فرد انجام گيرد. تمرينهاى كنترل نفس اگر متناسب با ظرفيت و توانايىهاى فعلى فرد ارائه شود، و وى به صورت ارادى به انجام مجدّانه آنها ملتزم شود (همچون روزهدارى اسلامى با شرايط ويژهاىكه دارد)، بيشترين تأثير را با خود به ارمغان خواهد آورد.
صبر و روابط اجتماعى
صبر، نيرويِ درونيِ تحمّل سختيها، و از جمله فضائل بزرگ اخلاقى است كه از قدرت اراده و ايمان نشأت مىگيرد. صبر واقعى تحمّلِ ارادى و قدرتمندانه ناملايمات و كنترل نيروهاى سركشِ شهوت و غضب در موقعيتهاى برانگيزاننده و دشوار است.
قدرت مقاومت در مقابل خواسته نفس براى ارضاى فورى شهوت و غضب، مستلزم آگاهى، اراده قوى، و تمرين هاى تقويت كننده است. روزه از جمله اعمال عبادى است كه زمينه را براى گذراندن چنين تمرينهايى و تقويت كردن صبر و اراده، در اختيار انسان قرار مىدهد.
داشتن صبر و شكيبايى در مواجهه با رفتار و گفتار و افكار ديگران از جمله پايههاى اساسيِ يك رابطه اجتماعي مثبت و سازنده است. سوء تفاهمها و اصطكاك منافع در روابط اجتماعى امرى اجتنابناپذير است.
بين بهترين دوستان و همكاران و در سالمترين خانوادهها نيز گاه مشكلات و مسائلى پيش مىآيد كه ناگهان سطح برانگيختگى و پرخاشگرى را در افراد بالا مىبرد و منجر به رفتارها و گفتارها و دست كم برداشتهاى غير دوستانهاى مىشود؛ كه گرچه ممكن است بزرگ و اساسى به نظر بيايند، با اندكى تحمّل و شكيبايى، قابل كنترل و مهار هستند. بىصبرى و ناشكيبايى، عامل اصليِ بسياري از اختلافات و خصومتهاى شديد است كه در ابتدا مسائلى نسبتاً جزئى و كم اهميت بوده اند.
علاوه بر اين بسيارى از نابهنجارىهاى روانى و رفتارى كه در خانوادهها يا در سطح جامعه مشاهده مىشود، نتيجه مستقيم، يا باواسطه سطح تحمّل پائين فردِ نابهنجار، يا افراد مرتبط با وى، است. به عنوان مثال عامل بسيارى از پرخاشگرىهاى بيمارگونه كودكان و نوجوانان، واكنشى در مقابل عدم تحمّل و بردبارى والدين و يا ديگر اعضاى خانواده در برخورد با رفتارهاى كودكانه يا نامعمولى است كه اغلب به اقتضاىمرحله سنّى از آنها سر مىزند.
همنوايى و هنجارهاى اجتماعى
روانشناسان اجتماعى، درباره تأثير جامعه در شكل گيرى و تغيير رفتار و افكار فرد، مطالعات دقيق و گستردهاى انجام دادهاند. اين تأثير به سه طريقِ همنوايى، متابعت و اطاعت انجام مىپذيرد. متابعت، تغييرىاست كه فرد در رفتار خود به خاطر درخواست مستقيم ديگران صورت مىدهد. و اطاعت، پيروى فرد از مراجع قدرت اجتماعى است. اما همنوايى چيست؟
همنوايى تغيير رفتار يا افكار فرد بر اثر فشار غير مستقيم اجتماعى است كه فرد در آن زندگى مىكند.١٣ افراد در بسيارى از موقعيتهاى اجتماعى، آگاهانه يا ناخودآگاه، رفتار و افكار خود را با هنجارها و نگرشهاى اكثريت جامعه هماهنگ مىنمايند. علاوه بر مشاهدات روزمره، مطالعات تجربى متعددى پديده همنوايى و تأثير شگرف آن بر رفتار و نگرش افراد را مورد بررسى و تأييد قرار داده است.١٤
گرچه موقعيت اجتماعى و برخى ويژگيهاى شخصيتى فرد، در كاهش يا افزايش همنوايى وى با جمع تأثير گذار است، به طور كلى، دو علت عمده براى پديده همنوايى مىتوان برشمرد:
١. اعتماد به اطلاعات ديگران (در همنوايى اطلاعاتى)
٢. اجتناب از منزوى شدن (در همنوايى هنجارى)
معمولاً افراد به اين علت با جامعه همنوا مىشوند، كه تصور مىكنند رأى جمع، از نظر صحت و استحكام، بر نظر فردى آنان برترى دارد؛ در اين صورت گفته مىشود كه همنوايى اطلاعاتى رخ داده است. گاهى نيز همنوايى فرد با جمع، براى گريز از پيامدهاى منفى، يا كسب نتايج مثبت (مادى يا حيثيتى و روانى) صورت مىگيرد، كه اين را، همنوايى هنجارى مىنامند.١٥
از مطالعه پديده همنوايى، اهميت وجود هنجارهاى اجتماعى روشن مىشود. اينكه چه رفتارها و گفتارهايى در سطح جامعه به صورت نُرم و فرهنگ غالب در مىآيد، و چه رفتارها و افكارى نامعمول و غيرعادى تلقى مىشوند، تأثير زيادى در شكل گيرى رفتارهاى فردى دارد.
در نظام اخلاقى و تربيتى اسلام، مسأله تأثير هنجارهاى اجتماعى بر رفتار و افكار فردى، مورد توجه و تأكيد فراوان قرار گرفته است. تعاليم متعددى در اسلام عزيز، براى مقابله با رواج عناصر فرهنگى غير اخلاقى و ضد تربيتى، و اهتمام به هنجارسازى مذهبى و تربيتى وجود دارد؛ كه از آن جمله مىتوان به امر به معروف، نهى از منكر، عدم تشبه به كفار، اجتماعى برگزار شدن نمازهاى واجب و جمعه، نمازهاىعيد، و حجّ اشاره كرد.
علاوه بر اين، برخى از عبادات غيرجمعى، همچون روزه، نيز به لحاظ زمان خاصى كه به آنها اختصاص داده شده است، و به خاطر پديدههاى ظاهرى و اجتماعى كه به دنبال دارند، در ايجاد و تقويت هنجارهاى مذهبى در جامعه، نقش دارند. نمودهاى اجتماعى ماه روزهدارى (تغييرات ساعات كار و خواب و بيدارى مردم، تعطيلى اغذيه فروشىها در طول روز، ممنوعيت دخانيات، و برپايى افطاريها و مجالس مذهبى، و ... با تأثيرى كه بر فضاى عمومى جامعه مىگذارد، موجب تقويت هنجارهاى دينى و دعوت افراد به همنوايى (درونى يا ظاهرى) با فرهنگ دينى، و هماهنگ شدن با اخلاق و رفتار مذهبى مىشود.
افراد در جامعه اسلامى، در ماه رمضان، با مشاهده روزهدار بودن اكثريتِ جامعه و حالت ويژهاى كه فضاى جامعه در شب و روز اين ماه به خود مىگيرد، يكى از دو نوع احساس درونى متفاوت را تجربه مىكنند: در افراد متدين و روزهدار احساس هماهنگى و همرنگى اعتقادى با ديگران و روحيه اعتماد به نفس مذهبى بيشتر پديد مىآيد؛ و در افراد لاابالى و بى اعتنا به احكام دينى نوعى احساس ناخوشايند ناهمنوايى و ناهمرنگى با جمع بروز مىكند كه از نظر روانى مىتواند منزوى كننده يا بازدارنده و تغيير دهنده رفتار باشد. بى شك هر يك از اين دو پيامد روانى، به حفظ و ارتقاى سطح ديندارى جامعه و امنيت روانى فرد مسلمان در جامعه اسلامى كمك مىنمايد. بنابراين تعجب برانگيز نيست كه هر ساله، طبق آمارهاى رسمى نهادهاى انتظامى و قضايى، ميزان تخلفات و جرايم مختلف در طول ماه رمضان، كاهش چشمگيرى پيدا كرده است.
رفتارهاى حمايتى و سلامت جامعه
هيچ جامعهاى را نمىتوان تنها بر پايه قوانين و مقررات، و در قالب روابط مبتنى بر سود و زيان، استقرار و سلامت بخشيد. جامعهاى كه در آن افراد و گروههاى ضعيف و آسيبپذير (كه به دلايل زيستى، فرهنگى در معرض استضعاف واقع شدهاند)، مورد حمايت اقتصادى و اجتماعى دولت و نهادهاى مردمى قرار نمىگيرند، از سلامت و ثبات اجتماعى لازم برخوردار نخواهد شد؛ و حتى اقشار ثروتمند، در چنين جامعهاى، از امنيت روانى كافى و آرامش معنوى بهرهاى نخواهند داشت.
مسأله رفتارهاى حمايتى كه در اسلام در قالب برخى احكام مالى و تعاليم اخلاقى به صورت گسترده به آن پرداخته شده است، از لحاظ بررسى عوامل تقويت كننده و بازدارنده آن در اجتماع و فرد، مورد توجه و نظريه پردازى روان شناسان اجتماعى قرار گرفته است.١٦
در بحث عوامل برانگيزاننده رفتار حمايتى، ويژگيهاى شخصيتى افراد در گرايش آنها به كمك كردن به ديگران مورد بررسى قرار مىگيرد. از جمله ويژگيهاى افرادى كه به رفتارهاى حمايتى اقدام مىكنند، وجود احساس همدلى و همدردى آنها نسبت به ديگران است كه زمينه ساز اصليِ نگرش و رفتار نوع دوستانه آنها ميباشد. افرادي كه در قبال آسيب ديدگان، احساس مسئوليت اجتماعى مىكنند، كسانىاند كه درباره نيازهاى ديگران دغدغه خاطر دارند و قادرند خود را به جاى آنان بگذارند و به مسائل از ديد آنها بنگرند.١٧
اگر بخواهيم به زمينههاى پيدايش احساس همدلى و همدردى بپردازيم، بايد به عوامل اخلاقى و تربيتى (محيط خانواده و اجتماع) و جهانى بينى فلسفى و در نهايت به تجارب شخصى افراد از مشكلات و محروميتها توجه كنيم. اسلام عزيز زمينههاى روانى و تربيتى همكارى و همدردى اقشار مختلف جامعه نسبت به هم را از هر سه جهت اخلاقى (دستورات اخلاقى مؤكد در كمك به هم نوعان و برآوردن نيازهاى آنان)، تربيتى (هميارى و همكارى در خانواده) و جهانبينى (پايههاى اصلى عقايد اسلامى همچون عدل، ثواب و عقاب اخروى را مورد توجه قرار داده است و علاوه بر اينها به مورد اخير (تجربه واقعى محروميتها) نيز عنايت نموده و براى آن نيز برنامه حساب شدهاى ترتيب داده است.
روزه ماه رمضان يكى از تعاليم شگفت اسلام است كه با آداب و شرايط خاص خود علاوه بر فوايد بسيار جسمى و روحى كه دارد، فرد مسلمان را در معرض يك تجربه واقعى از گرسنگى و محروميت قرار مىدهد و بدينوسيله حس همدلى و همدردى با نيازمندان را در او زنده نگه مىدارد.
پيوندهاى دوستانه و خانوادگى
بى ترديد يكى از عوامل تقويت روابط اجتماعى خاص در گروه دوستان، خويشان، و همسايگان، رفت و آمدهايى است كه بر اساس دعوت و اجابت براى وعدههاى غذايى صورت مىگيرد، كه علاوه بر فايده اى كه از نظر برآوردن نيازهاى عاطفى و پرورش شخصيت كودكان دارد، براى خود بزرگسالان بسيار مفيد و مىتوان گفت براى سلامت روانى ايشان حياتى است.
اكنون در دنيايى كه به سرعت رو به فرديت و دورى عاطفى افراد از يكديگر حركت مىكند و به تدريج ارتباطات خانوادگى و خويشاوندى را تضعيف مىنمايد، ماه مبارك رمضان فرصتى براى مقابله بر اين جبر ناميمون دنياى مدرن است. توصيه هاى مؤكد اولياى دين بر افطارى دادن در اين ماه شريف از يك سو، و تأكيد بر اجابت دعوت ديگران از سوى ديگر، از عواملى است كه به طور محسوس، بهبودى و تقويت روابط دوستانه و خويشاوندى افراد و خانواده ها را در جامعه اسلامى در ماه رمضان موجب مىشود.
البته بايد توجه داشت كه افطارى رفتن و افطارى دادن نيز همچون هر نوع تعامل اجتماعى ديگر، در معرض آفاتى قرار دارد كه ممكن است در صورت بى توجهى، فوايد آن را تحت الشعاع قرار دهد. به عنوان مثال هم چشمى و رقابت كردن در بالا بردن كيفيت و كميت پذيرايىها، داشتن توقعات غير واقعى از يكديگر در دعوت يا اجابت شدن، به زحمت انداختن بيش از حد همسر و فرزندان براى برگذار كردن مراسم افطارى، و مواردى از اين قبيل، همه مخالف هدف اصلى پيامبر و امامان معصوم در تشويق و ترغيب به افطارى دادن و افطارى رفتن است. به نظر مىرسد از همه اينها و موارد مشابه آن مىتوان با بازگشتن به نيت اصلى كه حصول ثواب الهى و تقويت روابط اجتماعى و خانوادگى دوستانه است، احتراز نمود.
پىنوشتها:
١. » إِنَّهُ سَاَلُ أَبا عَبْدِاللهِ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ عِلَّهِ الصِّيَامِ؟ فَقَالَ: إِنَّمَا فَرَضَ اللهُ الصَّيَامَ لِيَسْتَوِيَ بِهِ الْغَنِيُّ وَالْفَقيِرُ وَذَلِكَ إِنَّ الْغَنِيَّ لّمْ يَكُنْ لِيَجِدَ مَسَّ الْجُوعِ فَيَرْحَمَ الْفَقِيرَ لِأَنَّ الْغَنِيَّ كُلَّمَا أَرَادَ شَيْئاً قَدَرَ عَلَيْهِ فَاَرادَ اللهُ تَعالي أَنْ يُسَوَّيَ بَيْنَ خَلْقِهِ وَأَنْ يُذِيقَ الْغَنِيَّ مَسَّ الْجُوعِ وَالْأَلَمِ لِيَرِقَّ عَلَي الضَّعِيفِ وَيَرْحَمَ الْجَائِع َ« (جعفرى (علّامه)، محمدتقى؛ ترجمه و تفسير نهجالبلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران،١٣٧٤.، ج ٢٠ ص١١١).
٢. » عِلَّهُ الصَّوْمِ لِعِرْفَانِ مَسَّ الْجوعِ وَالْعَطَشِ لِيَكُونَ الْعَبْدُ ذَلِيلاً مُسْتَكِيناً مَاْجُوراً مُحْتَسِباً صَابِراً وَيَكُونَ ذَلِكَ دَلِيلاً لَهُ عَلى شَدَائِدِ الْأخِرَهِ مَعَ مَا فِيهِ مِنَ الأَنْكِسَارِ لَهُ عَنِ الشَّهَواتِ وَاعِظاً لَهُ فِى الْعَاجِلِ دَلِيلاً عَلَى الأَجِلِ لِيَعْلَمَ شِدَّهَ مَبْلِغَ ذَلِكَ مِنْ أَهْلِ الْفَقْرِ وَالْمَسْكَنَهِ فِى الدُّنْيَا وَالأَخِرَهِ « ( همان، ص١١٢).
٣ . قالَ الإمامُ الرِّضا (ع): » لِكَيْ يَعْرفوُا ألَمَ الجُوع وَ العَطشِ وَ يَستَدِلّوا عَلى فقر الآخِرَة ... وَ لِيَعرفوُا شِدَّةَ مَبلغ ذلِكَ عَلى أهل الفقر وَ المَسكَنة فِى الدنيا فَيُؤَدُّوا إليهم ما فَرَضَ اللهُ تَعالى لهُم فِى أموالِهمْ « (محمدىرىشهرى، محمد؛ ميزانالحكمه، مركز النشر مكتب الاعلام الاسلامى، قم، ١٣٧١.ج٤، حديث ١٠٦١٣).
٤. Intelligence Quotient
٥. آناستازى، آن، روان آزمايى، ترجمه محمد نقى براهنى، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٧٩.
٦. impulse control
٧. پورافكارى، نصرت الله، فرهنگ جامع روانشناسى و روانپزشكى، فرهنگ معاصر، تهران، ١٣٨٠، ص ٧٣٥.
٨. گلمن، همان، ص ١٢٠.
٩. Emotional Inteligence
١٠. گلمن، دانيل، هوش هيجانى، ترجمه نسرين پارسا، انتشارات رشد، تهران،١٣٨٠، ص ٦٣.
١١. همان، ص ١٩.
١٢. همان، ص ١٢٣.
١٣ . آذربايجانى، مسعود، و همكاران، روانشناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى، پژوهشكده حوزه و دانشگاه و سمت، تهران و قم، ١٣٨٢، ص ٣٦٤.
١٤ . براى ملاحظه شرح مختصرى از آزمايش معروف مظفر شريف و سولومان اَش، در مورد تأثير ناخودآگاه جمع بر نگرش فرد، ر.ك. به منبع پيشين، صص ٣٦٥ ٣٦٨.
١٥ . همان، ص٣٦٨.
١٦ . همان، فصل هشتم.
١٧ . همان، ص٣٤٩.